فیلترها

توليد كننده

بازه‌ي قيمت (تومان)

از

تا

مريم-طباطبايي‌ها

مرتب سازی
تعداد تصاویر
  • 44,000 تومان
  • 39,000 تومان
  • 18,000 تومان
  • 75,000 تومان

سفر به نهايت

  • 44,000 تومان

كتاب سفر به نهايت داستان آن‌هايي است كه مجبورند به جاي عشق، به اميد اكتفا كنند، داستان رودخانه‌هايي كه در راه رسيدن به دريا با هم تلاقي مي‌كنند، داستان تصادف‌ها، هماهنگي‌ها، جدايي‌ها، فراموش‌نكردني‌ها و داستان آدم‌هايي كه آرزو مي‌كنند گره‌هاي كور باز شوند.

گره كور

  • 39,000 تومان

اين كتاب درباره زني جوان است كه به‌دليل بستري‌شدن طولاني در بيمارستان حافظه‌اش را از دست داده و حالا تنها چيزي كه مي‌خواهد كشف حقيقت و گذشته‌اش است. رمان «گره كور» ۴ فصل اصلي دارد كه به بخش‌هاي متعدد تقسيم مي‌شوند. عناوين فصول چهارگانه اين كتاب به ترتيب عبارت‌اند از: «جاي من آنقدر دور است كه به دوردست‌ها غلبه مي‌كند»، «تمام آنهايي كه دلتنگشان هستم جدا از من زندگي مي‌كنند»، «يا همه چيزم يا هيچ، از من نپرس دنيايم چطوري است» و «يك مشكل حل نشدني دارم كه اگر حل شود، درونم غوغا مي‌شود». در فصل اول، اين بخش‌ها درج شده است: راز، باغ ذهنم، دكتر اورهان باستيالي، زندگي بدون اينكه چيزي را بداني چقدر راحت است. عناوين بخش‌هاي فصل دوم كتاب پيش رو هم به اين ترتيب هستند: من زني جوان بودم، دكتر جميل بوستانجي گيل، رازهاي گيزم، اسرا، از هم گسيخته. طبل به كمك مضرابش نواخته مي‌شود، تنهاي تنها با ارواح داخل خانه‌ام، من هرجا كه باشم بلا هم آنجاست، نپرس كه دنياي من در چه وضعي است هم بخش‌هاي تشكيل‌دهنده فصل سوم كتاب هستند. آخرين فصل كتاب هم دربرگيرنده اين بخش‌ها هستند: ويلايي در سيليوري، بيدارشدن در روزي جديد، بمب، در پس هر شب صبحي مي‌آيد، در هر شري خيري وجود دارد، جهتِ كشتي. در قسمتي از اين كتاب مي‌خوانيم: دكتر اورهان فهميد كه مي‌خواهم چه بگويم. در حالي كه مي‌خواست خوشحالي‌اش را نشان ندهد گفت: «من هم به اتاقم برگردم.» در ظاهر من هم خيلي آرام بودم اما درونم طوفاني به پا بود. بدون اينكه حتي خودمان بدانيم اسير نقشه‌هايي شده بوديم كه هركس دوست داشت از آن به نفع خودش برداشت بكند. مثل يك ميكروب موذي، هر كسي را كه از كنارش رد مي‌شد، درگير مي‌كرد. اول از همه تاريك را درگير كرده بود، از او هم به من منتقل شد و از من هم به دكتر اورهان رسيده بود. حالا بگذار ببينم به جز ما قرار بود سر چه كسي را به باد بدهد! چطور متوقف مي‌شود، چطور كشته مي‌شد؟ من و دكتر اورهان اميدوارم بوديم بتوانيم با نديده گرفتن ديده‌ها و شنيده‌هامان از شرش خلاص شويم. يعني همينقدر آسان بود؟ قدم‌هايم را آرام و شمرده برمي‌داشتم اما براي اينكه از محدوده ديد او خلاص شوم در واقع پله‌ها را چهار پنج تا يكي طي كردم و وارد اتاق شدم. در را بستم و بالافاصله درز و دورز كتم را وارسي كردم. چيزي به دست نياوردم. يكبار ديگر با دقت نگاه كردم. جرأت نمي‌كردم وارد آستري كت بشوم. شايد كميسر كت را پس مي‌خواست. به همين دليل بارها با دستم جاي آن را بررسي كردم اما كارت حافظه مطمئناً در جايي كه آن را دوخته بودم نبود! يكي آن را برداشته بود! كميسر؟ در كلانتري آن را پيدا كرده بودند؟ يا قبل از اينكه از ماردين بيرون بيايم كس ديگري آن را برداشته بود؟ طوفان درونم به يك سونامي بزرگ تبديل شده بود، چرا كه خطر هنوز از بين نرفته بود! كت را روي تختم كنار پاكت رها كردم. جليقه‌ام را پوشيدم و پايين رفتم. كميسر وورال، جلوي در باغ، در اتومبيل را براي من باز نگه داشته بود و منتظر من بود. در كلانتري من همان چيزها را صبورانه تعريف كردم. به سوالات بدون اينكه عصبي شوم جواب دادم…

3 دختر حوا (شوميز)

  • 99,000 تومان

سه دختر حوّا داستان زندگي زني است به نام پري كه ميان عشق و باورهايش قرار گرفته، باورهايي كه نمي‌داند كدامشان درست و كدامشان غلط است. جست‌وجوي او براي درك مفهوم زندگي و عشق او را به ورطه‌هاي تازه و ماجراهاي گوناگون مي‌كشاند.

قطار يتيمان

  • 18,000 تومان

خودم را مي‌بينم كه دارم عقب‌نشيني مي‌كنم عميق به درونم. اين نوعي كودكي رقت‌بار است كه بداني هيچ‌كس دوستت ندارد، هيچ‌كس عاشق تو نيست، هيچ‌كس از تو مراقبت نمي‌كند، هميشه بيرون بودن و به درون نگاه كردن. حس مي‌كنم يك دهه پيرتر از سن واقعي‌ام شده‌ام. زيادي مي دانم. مردم را در بدترين حالتشان ديده‌ام، در نااميدانه‌ترين و خودخواهانه‌ترين وضعشان، و اين دانستن مرا محافظه‌كار مي‌كند.

ما همه بايد فمينيست باشيم

  • 15,000 تومان

فرهنگ مردم را نمي‌سازد، اين مردم هستند كه فرهنگ را مي‌سازند. اگر اين حقيقت داشته باشد كه انسانيت زنان در فرهنگ ما وجود ندارد، بايد آن را در فرهنگ خودمان جاي بدهيم و نهادينه كنيم.

تمام نورهايي كه نمي‌توانيم ببينيم

  • 60,000 تومان

مي‌داني ورنر، همه مي‌گويند من شجاع هستم. وقتي كه بينايي‌ام را از دست دادم همه گفتند شجاع هستم. وقتي پدرم رفت همه گفتند شجاع هستم. اما اين شجاعت نيست. چون من چاره ديگري ندارم. من از جايم بلند مي‌شوم و زندگي را ادامه مي‌دهم. مگر تو همين كار را نمي‌كني؟ مگر تمام مردم اين كار را نمي‌كنند؟ و ورنر آرام مي‌گويد: سال‌ها بود كه جرات اين را نداشتم، اما شايد امروز اين كار را در برابر چشمان خودم انجام دادم.

موزه معصوميت

  • 75,000 تومان

”مي‌دانستم كه اين لحظه شادترين لحظه زندگي‌ام است“. اورهان پاموك نويسنده بزرگي كه شايسته بردن جايزه نوبل است حدود شش سال بر روي اين رمان وقت صرف كرد و اين رمان خارق‌العاده را با اين جمله عاشقانه آغاز كرد. وقتي موزه معصوميت را مي‌خوانيد، فقط عشق نيست كه در آن تجلي پيدا مي‌كند بلكه دوستي، پيوند، جذابيت، خانواده و خوشبختي هم مورد بحث قرار مي‌گيرد و مي‌بينيد كه دلتان نمي‌خواهد از دنياي رنگي كتاب خارج شويد.

صفحه‌ی 1