دسته‌بندی‌ها

فیلترها

توليد كننده















































































بازه‌ي قيمت (تومان)

از

تا

داستان ايراني

مرتب سازی
تعداد تصاویر

كانكس سال زلزله (مجموعه داستان)

  • 40,000 تومان

دور اين آغل را هزار بار گفته‌ام بياييد كمك كنيد بگيريم ولي گوش نمي‌دهند. خودم چند بار رفته‌ام شنگ و خار كنده‌ام دورش را وحتي روش را چوب ريخته‌ام گرفته‌ام ولي مگر چيست اصلش؟ ديواره‌اش را با سيخ كردن و كنار هم قرار دادن يك مشت تركه كلفت و نازك سپيدار گرفته‌اند و يك مشت سيم خاردار نامنظم هم (انگار براي صرفا دلخوشي خودشان) اين‌جا و آن‌جا آويزان كرده‌اند. ارتفاع چوب‌ها هم آن‌قدر بلند نيست كه بتواند جلوي جست گرگ را از بالايشان به داخل بگيرد و وقتي مي‌افتد و شروع مي‌كند به كندن دنبه اين ميش يا گرفتن گلوي آن بز، بقيه گوسفندها هر كدام از داخل رم مي‌كنند يك طرف آغل را از وحشت سوراخ مي‌كنند تا بتوانند در بروند و الان اين آغل ما هزار تا سوراخ دارد...

هواي حوالي حوا (مجموعه داستان)

  • 23,000 تومان

دلگير بودم؛ شايد دلم گير بود. اما تو دلبند بودي يعني دلم بند بود بهت. دلدار بودي چون دلت دار و درخت داشت يا چون دلم به دارت آونگ بود. دلباز بودي؛دلم باز مي‌شد، مي‌ديدمت. كهربا بودي يا آهن‌ربا؟ كهربا بودي كه موهام سيخ واميستاد يا آهن‌ربا بودي كه دلم موم مي‌شد؟ هيچ‌كدوم. دلربا بودي! هم‌دلم بودي. همه دلم بودي. .....

از كرامات شيخ ما (مجموعه داستان)

  • 20,000 تومان

بزرگ‌ترين فضيلت شيخ ما اين بود كه بيشتر مي‌گفت و كمتر مي‌شنيد و گاهي اصلا نمي‌شنيد. و اين نشنيدم از سر سهو نبود. موانست ساليان با شيخ، اين حقيقت را بر ما - كه مريدان حلقه اول او بوديم - مكشوف ساخته بود كه شيخ ما اساسا نيازي به شنيدن احساس نمي‌كند. او بر اين باور بود كه رسالتش فقط در گفتن است، حرف زدن، خطابه خواندن، موعظه كردن و ديگران را بر انجام آنچه خود حالش را نداشت، فرا خواندن و الحق كه در اين وادي، استادي تمام بود. در طول ساليان، اگرچه هيچ يك از مريدان جرات و جسارت طرح پرسشي در اين باب را نداشت، اما او كه خود به فراست، سوال نپرسيده را درمي‌يافت، حكمت اين روش را تبيين فرموده بود: - هر كسي را بهر كسي ساختند.

روزن (مجموعه داستان)

  • 35,000 تومان

بر سقف خاكستري آسمان روزهاي دربه‌دري‌ات روي خيابان‌هاي باران‌زده، گريه‌هايت و ترست از اخراج نقاشي مي‌شد و در روزهاي نادر آفتابي، ديوارهاي كنار رستوران‌هاي پياده‌رو پر مي‌شد از طرح خنده‌هاي شيرينت و نقشه‌هايت براي آينده. اما هرگز فكرش را نمي‌كردم زماني برگردم ايران و تو را زيباتر از پيش در اين كتاب‌فروشي دنج پيدا كنم و نخواهم به تو بگويم چه گذشت بر من و بپرسم چه گذشت بر تو؟

قصه‌هاي كوتاه براي بچه‌هاي ريش‌دار (مجموعه داستان)

  • 110,000 تومان

از پديده‌هاي نوظهور محيط ما يكي هم مسئله زناشويي است كه به صورت‌هاي گوناگون و هرگز نديده و نشنيده جلوه‌گر مي‌شود. رفيق جواني دارم از اهالي اصفهان به نام «خمره‌اي» كه آبا و اجدادش همه در آن شهر رنگرز بوده‌اند و صاحب ثروت و اعتبار و شهرت شده‌اند و عموما امروز كه كار رنگرزي از رواج افتاده است هنوز هم در خطه آن صفحات از خانواده‌هاي بانام و نشان به شمار مي‌روند. اسم كوچكش هم اتفاقا حمزه است كه اگر نقطه زا را قدري به طرف راست برانيم و روي حرف اول كلمه بگذاريم همان «خمره» مي‌شود....

كاناپه (مجموعه داستان)

  • 35,000 تومان

فريدون، خيس و خونين، روي كاناپه زردرنگ عريض و طويل، روي تكه‌هاي ريز و درشت كريستال‌هاي گران‌قيمت، روي پسته و نقل‌هاي بهارنارنج و شيريني نخودچي‌هاي عيد، پخش شده بود. ماهي قرمز عيد روي تراشه‌هاي كريستال خيس و خوني تكان مي‌خورد. خواننده دوبي‌نشين شش و هشت مي‌خواند. دريا و ساحل دويدند سمت آسانسور.

ميني‌مال‌ها (مجموعه داستان)

  • 35,000 تومان

بعضي از آدم‌كش‌ها براي آن‌كه كارهاي خود را قانوني جلوه دهند، وارد پليس مي‌شوند و بعضي در اتاق‌هاي اعدام كار مي‌كنند و بعضي نيز... آدم‌كش‌ها انواع مختلف دارند، اما من آدم‌كشي خطرناك‌تر از تو نديدم عشق من، تو خودت را كشتي و اين اوج بي‌رحمي است. حالا مانده‌ام روي سنگ قبرت چه بنويسم؛ آدم‌كش بي‌رحم يا معشوقه‌اي كه اشتباه كرد؟

قرنطينگي (مجموعه داستان كوتاه)

  • 42,000 تومان

اين كتاب مجموعه داستان‌هايي است كه طي دومين فراخوان داستان‌نويسي انتشارات نظام‌الملك با عنوان قرنطينگي گردآوري و منتشر گرديده است. در اين داستان‌ها، نويسندگان از اولين تجربه روزهاي قرنطينه خانگي از پاندمي كرونا سخن گفته‌اند.

سرگيجه (داستان‌هاي خيلي كوتاه كرونايي)

  • 60,000 تومان

دليلي نداره كه وقتي باد نمياد و يا كولر روشن نيس پرده‌هاي اتاق خواب آدم تكون بخوره، كور كه نبودم، با اين دو تا چشمام مي‌ديدم كه تكون مي‌خوره، آدميزاد دفعه اول و دوم ممكنه خودشو بزنه به بي خيالي و يا اصلا ملتفت نشه، ولي موقعي كه شب و نصفه شب اين موضوع تكرار بشه و اون‌ وقت بلند شي و از بسته بودن در و پنجره مطمئن شي و دور و بر پرده‌هه رو چك كني و هيچ دليلي پيدا نكني و درست موقعي كه از همه چي خاطرت تخت شده و خواستي بخوابي اون وقت باز عينهو لغزيدن يه مار براق توي سينه بيايون و عينهو انعكاس نور مهتاب روي پولكاي گرده‌اش، ببيني پرده آويزون به پنجره اتاقت اول موج برميداره و بعد تكون مي‌خوره، خب معلومه دلهره‌ات مي‌گيره و ميگي حتما يه خبرايي هست... از اولشم مي‌گفتن اون خونه روح داره...

غزل سيب (مجموعه داستان)

  • 30,000 تومان

اما اين روزها يك چيزي را خيلي خوب فهميده‌ام امين كه تمام دنيا و مافيهاش را هم اگر بهت بدهند به قيمت ولو يك نيمه اشك بچه‌اي معصوم به چي و چي قسم كه نمي‌ارزد. نه به عطر چايي بين‌مان قسم كه نمي‌ارزد. آخر ديگر چي مانده برامان كه قسم بخوريم بهش؟ اين روزها ديگر حتي نازك‌تر از گل هم بهش نمي‌گويم. همه دلخوشي‌م هم همين است وخب به قول تو داريم آسته آسته راه مي‌رويم كه يك وقت گربه‌اي چيزي شاخي... راستي چند قرن رفته از عمر اين ضرب‌المثل؟ يا چند قرن مي‌گذرد از اين مثل معروف كه بيا ديوار موش دارد و موش هم گوش؟ هيچ فكرش را كرده‌اي اصلن كه ماها همه‌مان چرا توي اين ضرب‌المثل‌ها به دنيا مي‌آييم و لالوهاي همين مثل‌ها هم از دنيا مي‌رويم؟ بگو آن جاها هم كه اينجا نيست از همين خبرها هست؟

حرف اول اسمش نون بود (مجموعه داستان)

  • 30,000 تومان

سرم را مي‌برم پايين‌تر و يواش‌. طوري كه نعيمه و ژيلا كه آن روبه‌رو، جلوي درشان ايستاده‌اند نشنوند مي‌گويم «اسمت را كه ننوشتم، كسي كه نمي‌دونه تويي!» «ننوشتي؟ آبرويم را بردي. تهمت زدي، بيا پايين، بيا بزنم تو كله‌ت بلكه اين دلم خنك شه» مي‌گويد و دوباره تبر را مي‌زند به در و دو مردي كه از كوچه مي‌گذرند پا كند مي‌كنند مي‌ايستند و سليم و پسرش كه از در خانه‌شان، از پشت سر نعيمه مي‌آيند بيرون، مي‌گويم «وايستا الان كتاب را بياورم» و تند از پله‌ها مي‌آيم بالا...

تهرانيا (مجموعه داستان)

  • 30,000 تومان

نمي‌توانست. عادت نوشتن را از دست داده بود. دلش مي‌خواست همه چيز را دقيق و موبه‌مو روي كاغذ بياورد. اما ديگرنمي‌توانست. كاغذ هنوز سفيد بود و قلم روي آن نمي‌چرخيد. به پشت دراز كشيد و از تنها پنجره اتاق، به سرخ و سياه غروب نگاه كرد. شاداب گفته بود تا پيش از جلسه ساليانه هيات مديره، بايد چاپ شده باشد. بجنب ناسلامتي تو خودت يك برندي، جايزه كتاب برتر بردي بابا. خيلي بده پونزده ساله هيچي درنيووردي. سه ماه هم كه وقت داري. بنويس. اما كاغذ همان‌‌طور سفيد و بي‌خط بود.

1  2  3  4  5  6  7  8  9  10  11  صفحه‌ی 1